به گزارش خبرنگار سیاسی زمر نیوز، متن کامل یادداشت بهزاد تیمورپور به شرح زیر است:
در بیستودومین روز از حماسهی «جنگ رمضان»، زمانی که غبارِ فتنهها و غرشِ آهنها فضا را انباشته است، هیچ منبعی به اندازهی کلامِ امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه، چراغِ راهِ نبرد و معیارِ سنجشِ مردان نیست. نهجالبلاغه تنها یک کتاب نیست؛ بلکه «دستورالعملِ پیروزی» در سختترین تندبادهای تاریخ است.
امروز ملت بزرگ ایران بار دیگر نشان داد که وارثانِ راستینِ فرهنگِ پهلوانی و آیینِ خردمداری هستند. در منطقِ استوار حکیم ابوالقاسم فردوسی، پهلوانی نه به زورِ بازو، که به «هنگامشناسی» و حضور در میانهی میدان است. آنجا که میفرماید: «چو هنگامِ تنگی فراز آیدت / زِ نیرو و مایه نیاز آیدت». بر همین اساس، سه درسِ بنیادین از سرچشمهی خرد علوی برای امروزِ ما قابل استخراج است:
۱. استواریِ کوهوار؛ عاریت دادنِ جمجمه به خداوند
امام علی (ع) در آستانهی نبرد، به فرزندش فرمود: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ؛ اعْرِ لِلَّهِ جُمْجُمَتَکَ» (اگر کوهها از جای کنده شوند، تو از جای خویش مرو؛ جمجمهات را به خدا بسپار). درسِ بزرگِ این روزها برای ما، همین ایستادگیِ پولادین است. کسی که جمجمهاش را به خدا سپرده باشد، از هیاهویِ بمبها و تهدیدها نمیهراسد. این همان روحیه پهلوانی است که ایرانِ ما به وقتِ خطر به آن تکیه کرده است.
۲. بصیرت در غبارِ فتنه؛ شناختِ «بههنگام»*
امیرالمؤمنین (ع) همواره از «فتنهها» بیم میداد؛ جایی که حق و باطل در هم میآمیزند. بصیرت یعنی بدانیم که جبهه حق کجاست و فریبِ لفاظیهای مجازی را نخوریم. حضورِ امروزِ ملت ایران در میدان، مصداقِ همان «بصیرتِ علوی» است که منتظرِ تاییدِ خواصِ مردد نماند. امروز این چهرههای مشهورند که برای حفظ وجهه آتی خود، محتاجِ یک کلاماند؛ وگرنه هر چه از این پس بگویند، یا از سرِ ترس است یا به قول حکیم توس: «سخن هر چه بر باد باید نبشت / درو ناستوده نباید کِشت».
*۳. پرهیز از سستی؛ ذلتِ ناشی از ترکِ جهاد
خطبهی ۲۷ نهجالبلاغه صراحت دارد که: «به خدا سوگند، با هیچ قومی در میان خانهشان جنگ نشد، مگر آنکه ذلیل شدند». درسِ بزرگ این است که عزتِ ما در گروِ تهاجم به دشمن و دور کردنِ سایهی جنگ از مرزهاست. ملت ایران با تاسی به این کلام، میدانِ نبرد را به عمقِ جبههی دشمن برده است تا عزتِ خود را حفظ کند.
امروز جبهه مقاومت و ملت ایران، کمترین نیازی به موضعگیری برخی چهرههای مشهور ندارند؛ بلکه این خودِ آنها هستند که برای نجات اعتبار اجتماعیشان، محتاجِ سخن گفتناند. در بیستودومین روز نبرد، هر کلامی که از این پس بر زبان آورند، یا واکنشی هیجانی است یا فریادی تاریخمصرفگذشته! تاریخ نخواهد نوشت که ما در انتظارِ کلماتِ سلبریتیها ماندیم؛ بلکه خواهد نوشت که ما با تاسی به نهجالبلاغه و با تکیه بر «خردِ فردوسی» و «ایمانِ علوی»، از میراثِ کهنِ این سرزمین دفاع کردیم. ایرانِ ما مردِ میدان میخواهد، نه مرثیهخوانِ پس از معرکه.
بهزاد تیمورپور


0 دیدگاه